من یادمه پارسال اینقدر پولکی نبودم. الان خیلیییی فکر پولم. دیگه نمیخام واقعا. بعنوان یک کار خیلییی احمقانه ای که انجام دادم این بود که ترجمه یک کتاب شیمی رو قبول کردم. کتابه ۴۰۰ و خورده ای صفحه بود. من گفتم فعلا ۲۰۰ صفحه اش رو اوکی میکنم و بقیه اش بعدا باشه. حالا طرف برای همین ۲۰۰ صفحه فکر میکنی چقدر گفته؟ ۳۵۰ تومن :)))) خیلی مسخره اس. بعدش نشستم با خودم فکر کردم. دیدم واقعاااا کارم احمقانه بود. طرف خیلی راحت میتونه اینو به نام خودش چاپ کنه. حالا بقیه میدن ترنسلیت براشون ترجمه بزنه اما من میشینم واو به واو ترجمه رو چک میکنم و پدرم درمیاد. چرا باید اینکارو انجام بدم؟ چون گاومممم. میخوام ۱۲۰ صفحه ک تموم شد بدم بهش و بگم من انجام نمیدم و تماممم. خسته شدم از این وضعیت.

+ تاريخ جمعه نهم آذر ۱۴۰۳ساعت 19:21 نويسنده |