بله. اینجانب از ساعت 7 و نیم صبح ب اینور و اونور زنگ زدم و خسته و له ام. به اموزش، استاد راهنما، دفتر کارافرینی و هزارتا کوفت و زهرمار. من حاضرم 10 بار حضوری برم طرف رو ببینم ولی زنگ نزنم. از صبح تلفن دستمه ک خطال معرفی ناممو درست کنن. یعنی لعنت به هرچی کار دولتیه
بخاطر گرما و کمر درد کلاس بستکبال رو نرفتم و عذاب وجدان دارم. امروز مسابقه ام داشتن تازه :((( ولی اگه میرفتم احتمالا هم گرما زده میشدم هم کمر دردم بدتر میشد. حالا دو جلسه تو خونه خودم ورزش میکنم ک امروز جبران بشه. ولی حس میکنم بازم تنبل بازی درمیارم و کلا ورزش ام نمیکنم -_-
برای آلی کلاس شرکت کردم. یه خانمیه که ارشد دانشگاه تهرانه و واقعا پیگیر و خوبه. امروز وقت مشاوره گذاشته بود ک چجوری بخونیم و اینا. بعد که نوبت من شد گفت میکروفن رو وصل کن و از اونجایی ک من از میک زدن فراریم گفتم گم کردمش :))))))) خندید و گفت پس شماره تو بفرست پی وی که باهات تماس بگیرم. ی بیست دقیقه حرف زدیم و من کلی استرس گرفتم. گرچه خیلی ریلکس صحبت میکرد و خدایی هیچ جای صحبتش استرس زا نبود ولی اینکه چجوری این همه درسو هندل کنم گریه ام گرفت. هم دلم میخواد درس بخونم و هم الافی کنم. بحث معدنی شد و گفتم احتمالا نزنمش تو کنکور. گفت برو کلاس دکتر توکلی. استاد خیلی خوبیه و همه ازش تعریف میکنن ولی هزینه اشو ندارم. بابت کتابام هنوز دارم بحث میکنم. بابام ک کلا مخالفه ارشد برم. اینقدر ک غر میزنه خودمم بشک افتادم و دلم میخاد نرم. ولی اونا کجا زندگیشونو برای من فدا کردن ک الان من بخوام قید اینده مو برا اینا بزنم؟ نمیخوام مثل گذشته بشه...
میبینی زمان چقدر زود میگذره؟ انگار دیروز بود ک این رشته کوفتی قبول شدم و داشتم زیر بار غم له میشدم. انگار دیروز بود ک کنکور کارشناسی دادم و نشستم پی سبک و سنگین کردن موندن و رفتن. انگار دیروز بود که کل تابستون 95 رو رفتم کلاس کنکور. انگار دیروز بود ک با کلی ذوق رفتم پیش مشاوره. گور بابای همه این اتفاقا. اما حالا باید ب اینده فکر کنم. اسفند ارشد دارم و باید بهش فکر کنم. باید تکلیفمو مشخص کنم ک میخوام تو این راه جلو برم یا کلا رهاش کنم یا برگردم عقب. کسی چ میدونه اینده چ میشه. دلم برا ی خیال راحت تنگ شده...
داشتم فکر میکردم کی فارغ التحصیل میشم که دیگه ریخت این کصافطای دوروی دانشگاه رو نبینم و ایضا از دست بعضی استادای عقیده ای و بیشعور راحت بشم
امروز بابت کاراموزی با واحد رشد دانشگاه که ی شرکت ارایشی زدن توش تماس گرفتم و گفتن تا شب بهتون خبر میدیم ولی هنوز هیچی نگفتن پس یعنی نیاز ندارن و باید فکر جای دیگه باشم -_-
وای خدا خدا خداااااااااااا. اینقدر این مدت درگیر درس بودم نمیدونستم سروش صحت ی سریال برای پخش خونگی داره میده و همین الان فهمیدم سریال مگه تموم عمر چندتا بهاره اومده و دارم ذوق مرگ میشمم. واقعا ب ی سریال جدید ب کارگردانی صحت و بازی مصفا احتیاج داشتم :)