این مدت اینقدر برای خوندن اخبار و وصل شدن به راه های مختلفی متوسل شدم که میشه ازش داستان ها نوشت و نشست دور همی بهشون هار هار خندید. اینقدر کامنت عجیب خوندم که جای شاخ ها هنوز روی کله‌ام هست. تهش به این نتیجه رسیدم که: فکر نکنم درست بشه جوان. برو زودتر بفکر خودت باش!

+ تاريخ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۵ساعت 8:21 نويسنده |

نمیدونم بخاطر کانفینگ بالا اومده یا اختلاله یا شل کردن که بعدا سفت کنن یا دام پهن کردن یا چیییی. اما من دارم دیوونه میشم.یعنی شدم. همون اندک سلامت روانیمم این مدت از دست دادم. کاملا فرسوده. بقول یکی exhausted self ام. امیدوارم؟ نمیدونم!

+ تاريخ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۵ساعت 8:17 نويسنده |