دوتا کلمه هست که توی این یکسال اخیر حداقل ماهی یبار توی فیلما یا گاهی تی کتابا دیدم و شنیدم: یکی مکش مرگ ما و یکی هم کوشتیار. دلم میخواد ازشون تو محاوراتم استفاده کنم ولی موقعیت استفاده ازشون پیش نمیاد هیچوقت ![]()
امروز برای شنبه بودن بیش از حد جمعه اس
کانال یه روانپزشک رو میخونم که گاهی از تشخیص اشتباه روانپزشکای دیگه مینویسه. پستاش برام جالبه. مثلا اوندفعه درمورد یه خانمی که افسردگی داشت و بخاطر کمخونی ویتامین ب۱۲ مصرف میکرد نوشته بود. طرف گفته بود بعد مصرفش تپش قلب میگیره ولی روانپزشک گفته بود ویتامینا باعث تپش قلب نمیشه و حملات پنیک براش تشخیص داد تا اینکه خانمه غش کرد و یک دقیقه بعدش بهوش اومد. بعدش که رفت بیمارستان مشخص شد حالت هاش بخاطر کمبود پتاسیم بوده و روانپزشک متوجه نشده.
از بچه های دانشگاه یکی پیام داده و حالمو پرسیده. البته ماه توی اینستا بطور خودجوش به این پیام داده بود و اینم همون موقع مثل اینکه یاد من افتاد و پیام داد. هنوز سین نزدم ولی دوست ندارم جوابشونو بدم. تهش میخوان آمار بگیرن.
تمام دیروز تب داشتم. نمیدونم بدنم عفونت داره یا سرما خوردم. اخه بجز تب علامت دیگه ای نداشتم. اگر دکترم برم مطمئنم میگه ویروس جدیده و اصلا اهمیت نمیده -_-
بعنوان تراپی کتاب جدید خریدم. نمیدونم کی بختش باز میشه ک بخونمش. یک نکته جالبی هم درباره خرید کتابم هست اینه که اگر به قصد خرید کتاب A برم کتابفروشی، بعد از رفتن سراغ قفسه کتاب ها به کتاب B علاقهمند میشم و درنهایت کتاب C رو میخرم :)))) برای همین ایندفعه به ماه گفتم برو کتاب قلعه مالویل رو برام بخر. ولی چندتا کتاب دیگه ام هست ک دوست دارم بخرم.
برای ترک اعتیادم به رژیم فستینگ ۱۶/۸ پناه بردم. حالا بعد دو روز که شیرینی نخوردم، امروز صبح که بیدار شدم سرگیجه و حالت تهوع داشتم. تشخیص مامان اینه ک قندت افتاده. یدونه شیرینی خرمایی در حلقم فرو بردن و حالم یه کوچولو بهتر شد. البته من قندای طبیعی مثل میوه خشک و خرما رو توی این ۲ روز خوردم اما نمیدونم برای فردا هم فست رو بگیرم یا ن. فکر کنم کلا ۲ روز در هفته بگیرم بهتر باشه.