یاد دوران چت روم افتادم. یادمه سوم راهنمایی توی خطش بودم. ی چت رومی تازه باز شده بود به اسم گلبرگ چت. بعد شما فکر کن تو میایی توی چت روم که چت کنی و با ادما حرف بزنی ولی دنبال جای خلوت میگردی. بنظرم یکم متناقضه. برداشتم اینه که وقتی هدفت ارتباط برقرار کردنه، خب جای شلوغ بهتره. ولی یکی مثل من، اون موقع دنبال جای خلوت بود. خلاصه اونجا رو یکی از دوستام معرفی کرد ک ما هم میرفتیم چت میکردیم. تازه باز شده بود و کلا ۵ نفر بودیم. نمیدونم همه جا اینطوری بود یا نه، ولی کلا به کسی که چت میکرد به ی چشم دیگه نگاه میکردن. انگار صدتا قتل انجام دادی، پنجاه مورد دزدی ام کردی و هنوز پلیس نگرفتت :)))) مثلا یکی از دوستام تا سه سال بعدش میگفت تو فلان موقع میرفتی چت روم واه واه :/ در حالی که خودش ۴ تا داداشی و ی دوس پسر داشت. یوزرنیم ها هم مثلا دنیز، حسرت، اسفندیار، محمد گناباد، و...بود. اصلا چرا من دارم اینا رو میگم :)))) بنظرم همش توی ی پست نمیگنجه و هر وقت حالش بود بقیه رو مینویسم.