امروز یاد یک لحظه خاص توی ۱۴ سال پیش افتادم( چقدر پیر شدم!) یادمه توی نمونه که بودم زنگ آخرش عربی داشتیم. یکهو هوا مثل شب تاریک شد و رعد و برق و بارون شروع شد. بی امان میبارید و فکر میکنم تا شب ادامه داشت. اون روز بابا اومده بود دنبالم. صبح هوا ابری بود و منم یاد اون روز افتادم. از وقتایی ک هوا وسط روز عین شب تاریک میشه خیلی خوشم میاد.