یک چیزی که از شیمی همیشه یادم می‌مونه یک پدیده ایه که توضیح ساده‌اش اینه که وقتی توی کوره الکتروترمال با هزار بدبختی اتم درست میکنی و به اتمت نور می‌زنی تا برانگیخته‌اش کنی و موقع برگشت نور نشری‌اش رو بعنوان فلورسانس بگیری، اگر محیط اطراف اتم سرد باشه اون اتم بحای اینکه موقع برگشت نور نشر کنه دلش به حال محیط میسوزه و بجاش گرما به محیط میده. اینطوری شما نوری نمیگیری. برای همین توی کوره ها از سکو استفاده میشه تا اتمی شدن یکنواخت اتفاق بیافته. حالا غرض از تعریف اینه که زندگی واقعی هم همینه. نباید دلت بسوزه چون کسی قدر شما رو نمیدونه. باید ارزش قائل شدن برای خود و حروم مخیط نشدن رو بلد بود. من فعلا بلد نیستم. اون جدیت رو ندارم فکر کنم. امید است این پند ها روی خودمم کار کنه :))

+ تاريخ شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۵ساعت 10:42 نويسنده |