امروز صبح هوای خیلی خوبی بود. رفتم پیاده روی. خوش و خرم داشتم راهم رو میرفتم و از خلوت بودن لذت میبردم که یهو دیدم ۷ تا سگ پارس کنان از دور دارن میان. منم سریع راه برگشت رو پیش گرفتم که برگردم. دیدم صداشون هرلحظه داره نزدیکتر میشه. یهو صدای بوق ماشین اومد که سگها از وسط جاده دور کنه و بتونه راهش رو بره. منم همونجا ماشینو نگه داشتم و سوار شدم. اینقدر ضربان قلبم تند شده بود و دستام یخ کرده بود که حتی فکر نکردم کارپ درسته یا نه. توی کانال شهر مطرحش کردم. حالا یکی مینویسه سگ اگه بخاد بگیره دنبالت پارس نمیکنه اینهمه سگ توی ترکیه :/ هستند و با کسی کار ندارن و سگها گناه دارن و شما انسان نیستی که به این موضوع اعتراض داری. خب مگه من میگم گناه ندارن. میگم چرا باید رها باشن. بعدشم باهام فاصلا داشتن و درحال نزدیک شدن بودن و مطمئنم بگیر بودن. بعدشم دلیل نمیشه یکی نمیترسه منم نترسم. بخدا گیری افتادیم.

+ سه شنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۴| 15:20|| |