رفتارای مامانم واقعا سم خالصه. قبلا دانشگاه میرفتم و سرم شلوغ بود و اینقدر در بحر کارا و رفتاراش نبودم. الان بیش از حد به رفتاراش توجه نشون میدم. از بچگی این مدلی بودم که رفتار اطرافیانم خیلی روی من تاثیر داشت و یه وقتایی مقلد هم بودم. الان تحت تاثیر رفتارهای مامان بیشتر از قبل به صداها حساس شدم. علاوه بر صدای موزیک، صدای بازی و جیغ بازی بچه ها هم اضافه شده. تا صدای بازی بچه ها میاد دلم بهم میپیچه که نکنه الان مامان بره باهاشون دعوا کنه باز. هی باید مراقبش باشم. تصمیم گرفتم بیخیال بشم و بزارم هرکاری که میخواد بکنه. ما که توی محله بده هستیم، دیگه بالاتر از سیاهی که رنگی نیست. اصلا بزنن تو سر و کله هم.