بزارید برم من
مامانم میگفت توی بچگی همیشه میگفتی من تو بیمارستان عوض شدم و بچه شما نیستم. میگفت همیشه میپرسیدی تخت بغلیت توی بیمارستان کی بود =))))) مامانم نمیدونه که من هنوزم منتظرم خانواده واقعیم بیان و منو ببرن.
نمیدونم. باید درموردش چایی بخورم...
کوه زندگی بی پایان فراتر از من اطاق شماره ی دوازده اندوه نوشته های بدون ملاحظه در تکاپو آوانگارد تاریخ بیهقی با یاسین حجازی ناصر صفاریان سینمای اندرسون گوریل فهیم از ارادتمندان کیارستمی هیچکس دختری از خانه کاغذی Memento Empty عسل بانو،عسل گیسو، عسل چشم یاور همیشه مومن
RSS
TEMP: m0zhgan