دیشب مستند روزگار ما رو دیدم. ساخته رخشان بنی اعتماد. بخش اول در مورد انتخابات سال ۸۰ بود. نمیخوام وارد این بخش بشم. ولی بخش دوم درباره نامزد های خانمی بود که توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شده بودند. یکی از اون ها آرزو( خدیجه) بیات بود. ۲۵ساله با یک دختر ۹ ساله و مادر نابینا پایین شهر زندگی میکرد. توی بیمه کار میکرد و حقوقش ۳۵ هزار تومن بود. بخاطر سختی های زیادی که کشیده بود بخش دوم مستند به چند روز از زندگیش اختصاص داشت. توی روز انتخابات مهلت اجاره اش تموم میشد و باید دنبال خونه با ۲۵۰ هزار تومن پول پیش و ۳۵ تومن کرایه میگشت. در به در دنبال خونه بود و وقتی شب برمیگشت از بس راه رفته بود پاهاش درد میگرفت. این فقط بخش کوچیکی از بدبختی جانعه اونم توی سال ۸۰. اینا سیاه نمایی نیست. درده. میگفت دوست داره دیپلمش رو بگیره و بره روانشناسی بخونه چون آدما رو خوب درک میکنه. اسمش رو توی اینترنت سرچ کردم ولی اثری ازش نبود. زندگی های این چنینی کم نیست. ولی واقعا چرا؟