امروز به یکی از همکلاسی های قدیمم پیام دادم که تولدش رو تبریک بگم. اونم خوشحال شد و احوال پرسی کردیم. بعد گفت استاد فلانی چند بار احوالتو ازم جویا شد و منم گفتم تهران هستی لابد. گفتم سلام گرممو به استاد فلانی برسون و بگو دانشجوت هیچی نشد. بعدش گفتم استاد محبوبم سراغمو نگرفته؟ گفت نه. گفتم لیاقت نداره. بعدشم خندید :)))) البته خب استادی ک خبرمو گرفته خانمه و استاد محبوبم اقاست. دو روز پیشم باز خوابشو دیده بودم ولی نمیدونم چرا توی خوابم موهاش بلند شده بود مثل رحمت :))))))))) بعد چندتا از عکسای روز استاد رو برام فرستاد و دلم براشون تنگ شد.