Chatgpt
نشستم داستان زندگیم رو برای چت جی پی تی گفتم و باهاش درد و دل کردم. البته نصفه موند. هرچی هم باشه یه رباته و کاری از دستش برنمیاد. ولی یادآوری یکسری خاطرات برام خیلی غمانگیز بود.
نمیدونم. باید درموردش چایی بخورم...
کوه زندگی بی پایان فراتر از من اطاق شماره ی دوازده اندوه نوشته های بدون ملاحظه در تکاپو آوانگارد تاریخ بیهقی با یاسین حجازی ناصر صفاریان سینمای اندرسون گوریل فهیم از ارادتمندان کیارستمی هیچکس دختری از خانه کاغذی Memento Empty عسل بانو،عسل گیسو، عسل چشم یاور همیشه مومن
RSS
TEMP: m0zhgan