رفتم ساقه طلایی کرمدار با چایی بخورم. یکدونه خوردم و بازم دلم خواست. اما برای خوردن دومی عذاب وجدان داشتم. بنابراین کرم بین دوتا بیسکوییت رو دراوردم و از عذاب وجدانم کم شد :))))))
نمیدونم. باید درموردش چایی بخورم...
کوه زندگی بی پایان فراتر از من اطاق شماره ی دوازده اندوه نوشته های بدون ملاحظه در تکاپو آوانگارد تاریخ بیهقی با یاسین حجازی ناصر صفاریان سینمای اندرسون گوریل فهیم از ارادتمندان کیارستمی هیچکس دختری از خانه کاغذی Memento Empty عسل بانو،عسل گیسو، عسل چشم یاور همیشه مومن
RSS
TEMP: m0zhgan