از این رشته زهرمار بدم میاد.از اینجا بدم میاد.دلم میخاد ی قبرستونی کنار ساحل بود میرفتم کتاب میخوندم و موسیقی گوش میدادم و ب ریش اینا میخندیدم.یا اصلا نمیخندیدم.فقط اونجا بودم
نمیدونم. باید درموردش چایی بخورم...
کوه زندگی بی پایان فراتر از من اطاق شماره ی دوازده اندوه نوشته های بدون ملاحظه در تکاپو آوانگارد تاریخ بیهقی با یاسین حجازی ناصر صفاریان سینمای اندرسون گوریل فهیم از ارادتمندان کیارستمی هیچکس دختری از خانه کاغذی Memento Empty عسل بانو،عسل گیسو، عسل چشم یاور همیشه مومن
RSS
TEMP: m0zhgan