امروز رفتم امتحان شفاهی رو دادم.قرار بود ساعت پنج و نیم اونجا باشم ولی چون وسط راه با بابام بستنی خوردم یک ربع دیرتر رسیدم :/ بعد چون اقایی که امتحان میگرفت کلاس داشت توی سالن انتظار اونجا ازم امتحان گرفت و تقریبا 20 نفری نشسته بودن و داشتن نگام میکردن.حالا شما فکر کن تو این وضعیت که بابات بقل دستت نشسته و 10 نفرم دارن نگات میکنن بخای انگلیسی حرف بزنی -_- وضعیتم اینطوری بود ک میفهمیدم چی میپرسه ولی لال شده بودم و نمیتونستم خوب جواب بدم و جمله بندی کنم.مثلا پرسید از صبح تا شب چیکار میکنی و من با جون کندن گفتم مطالعه میکنم،با خانواده ام حرف میزنم و اشپزی میکنم.بعدش به منشی گفت بزار جزو کلاس خصوصی.گفت به اندازه 10 جلسه یه کتاب که برای سطح مبتدی هست رو از اخراش درس میده تا راه بیوفتم و بعدش یه کتاب دیگه رو شروع میکنه.ولی من نمیتونم هم درسمو داشته باشم هم زبان بخونم.فکر کنم به اندازه یه تابستون فقط بتونم ادامه اش بدم.ولی همینقدر که یکم راه بیوفتم خوبه.چون برای ترم بعد زبان علمی دارم و باید مقاله ترجمه کنم پس باید زبانمو یکم خوب کنم.کاش همون راهنمایی زبانمو ادامه میدادم و ولش نمیکردم :(

+ یکشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۱| 21:8|| |