دیشب با خودم گفتم خب چ عالی ک امروز تعطیله و مجبور نیستم 8 صبح برم کلاس و میگیرم میخابم.بعد از خود 7 صبح اینقدر مسجد محل الله اکبر گفت و از همه خاهش کرد ک بیایید جون مادرتون اینجا نماز عید فطر بخونین ک قید خابمو زدم.بعدشم مامان اومد گفت ببرم دکتر ک امپولمو بزنم.و اینگونه یک روز زیبای تعطیل را اغاز کردم -__-

+ سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱| 10:34|| |