دیروز یه فیلم سه ساعتی رو تموم کردم. قبلش یه فیلم ایرانی دیده بودم که حالم رو بهم زده بود. "مــرداد". نمیدونم فروتن چرا میره تو این فیلما؟ همیشه از این شوهرایی که ی کارای یواشکی داره میکنه و زنش بهش شک میکنه و اخرش معلوم میشه، نه بابا بیچاره داشته جوون میکنده نه عشق و حال. خب بمیرید با این فیلمای آشغالتون. واقعاااا آشغال بودااا. فقط تنها نکته فیلم لباسای رعنا آزدی ور بود که بنظرم خوشگل بود. بقیه چرت و پرت محضض بود. اون یک ساعت رو به ترک دیوار خیره میشدم بهتر بود.
اما فیلمی که بعدش دیدم: The Best Intentions 1992. میگن اصلش یک مینی سریال 5 ساعته بوده و این فیلم کوتاه شده همون سریاله. ولی عجببب چیزی بود. خیلییی عجیبه که من فیلم سه ساعتی رو توی 2 روز تموم بکنم. بصورت عادی باید 4 روز طول میکشید. ولی واقعا زیبا بود. هیچ چیز خاصی نبود ولی خود زندگی بود. بیشتر محو حرکت دوربین و صحنه شده بودم. اگر به خودم بود دلم میخواست هر لحظه ازش اسکرین شات بگیرم.