قبل از جنگ من پیگیر نامه نگاری برای ارشد انصرافیم از دانشگاه بودم. ساعت ۸:۳۰ شنبه ۹ اسفند به دانشگاه کارشناسی زنگ زدم که شماره نامه رو بگم و گفتن مسئولش نیست. همون شد که همون. تا دو هفته بعد عید ک یادم افتاد ای بابا تو این همه دویدی بیا برو پی مدرکت رو بگیر تا ۱۰۰ تومن نکردن تو پاچت. حدود ۲۵ فرودین بود ک دوباره زنگ زدم و باز گفتن مسئول نیست و دو روز دیگه زنگ بزن. من خوش خیال ساده هم به امید اینکه دیگه اینبار مسئولش اومده گوشی رو برداشتم زنگ زدم و تا یک هفته بعدش با بوق آزاد مواجه بودم :/ تا اینکه سه شنبه هفته بعدش بعد از ۳۰ بار زنگ زدن حدود ساعت ۹ صبح خط آزاد شد و مسئول اومددد. بعد از سلام و احوالپرسی گفتم خانم عزیز من ۲ ماه قبل عید تدی سجاد درخواست دادم و شما گفتید براتون از دانشگاه ارشدم نامه بیارم و حالا میخوام شماره نامه رو بدم بهت ک اون درخواست کوفتی رو تایید کنی. و فکر میکنید چی گفت؟ گفت: کی؟ من گفتم نامه بگیری؟ نههههه. اصلا یادم نمیاد. برو اول ارشد انصرافیت رو حل کن و مشکل از دانشگاهته ک بلد نیستن راهنماییت کنن. دوباره زنگ زدم به دانشگاه ارشدم. مسئولش بنده خدا گفت چرا اینقدر اذیتت میکنن؟ هنوز تایید نکردن؟ گفتم خانم فلانی بخدا بابام رو آوردن جلوی چشمم. گفت من اگر برات سرترم باز کنم باید پول یه ترم رو بهمون بدی تا تاییدت کنم. بهشون بگو همون نامه رو برای سامانه سجاد بفرستن خود سازمان قبول میکنه. این کسط ی مثالی درباره تولید پفک هم زد ک نگرفتم چ ربطی داشت :))) دوباره به اونور زنگ زدم و بعد از یک پیففف طولانی فرمود: باشه. ولی اگر من درباره نامه بهت گفته بودم بهت لطف کردم و فکر نکنم سازمان قبول کنه. بعد از تایید دانشگاه کارشناسیم، شش روز بعد نامه لغو تعهدم اومد و وقتی زنگ زدم بهش پرسید وااا اومد؟!!!! درخواست دانشنامه رو ثبت کردم و بازهم کاری که توی یک هفته انجام میشد رو توی ۳ هفته انجام دادن. وقتی ب مسئول بایگانی زنگ زدم که درخواستم رو بعد ی هفته تایید کنه میگه: اخه میدونین حجم درخواستا بالاست و برای همین دیر شد. حجم درخواست؟؟؟!!! توی اردیبهشت؟ هفته قبلش که رفته بودم گواهی موقت رو حضوری تحویلش بدم کلا یک عدد گواهی موقت جلوش بود ک میخواست پست کنه. کی میاد توی اون بیابون آخه؟ اگر تیر ماه بود ی چیز. ولی اردیبهشت اصلا درخواستا زیاد نیست. و اینطوری شد ک مدرکم رو با هزاران بدبختی و خون دللل آزاد کردم :)