بیا و بنگر
هرچی جلوتر میریم، بیشتر به فیلم "بیا و بنگر" فکر میکنم. شاید دوسال پیش نمیفهمیدمش، اما الان از دیدنش گریهام میگیره. از در و دیوار گوشیم خبر میخوره توی صورتم و هرچی سعی میکنم نبینم، انگار مسخ شده ام و تاثیری نداره.
نمیدونم. باید درموردش چایی بخورم...
کوه زندگی بی پایان فراتر از من اطاق شماره ی دوازده اندوه نوشته های بدون ملاحظه در تکاپو آوانگارد تاریخ بیهقی با یاسین حجازی ناصر صفاریان سینمای اندرسون گوریل فهیم از ارادتمندان کیارستمی هیچکس دختری از خانه کاغذی Memento Empty عسل بانو،عسل گیسو، عسل چشم یاور همیشه مومن
RSS
TEMP: m0zhgan