گفتم ک میترسیدم استادم بیاد و منو تو اتاق اون یکی استادم ببینه.دوشنبه رفته بودم ک از استادم سوال بپرسم یهو استاد اصلیه اومد و منم دید و هیچی دیگ باید این ترم خودمو افتاده بدونم -_-
نمیدونم. باید درموردش چایی بخورم...
کوه زندگی بی پایان فراتر از من اطاق شماره ی دوازده اندوه نوشته های بدون ملاحظه در تکاپو آوانگارد تاریخ بیهقی با یاسین حجازی ناصر صفاریان سینمای اندرسون گوریل فهیم از ارادتمندان کیارستمی هیچکس دختری از خانه کاغذی Memento Empty عسل بانو،عسل گیسو، عسل چشم یاور همیشه مومن
RSS
TEMP: m0zhgan