اون استادم ک گفتم میرم ازش سوال میپرسم دیروز رفتم پیشش و ازش سوال داشتم.بعد ی دختره اومد ک ارشد بود و برای دوستش ک ترم آخر بود استاد خصوصی میخواست ک تدریس کنه.اومد ب این استاده بگه ک قبول کنه هر سه تا درسشو برداره و مجازی برای دوستش تدریس کنه.بعد استاد گفت همش خیلی سنگینه.دختره گفت پس از دانشجو های ارشدتون یکی رو معرفی کنید.استاد یخورده فکر کرد و ب من نگاه کرد و گفت شما میتونی قبول کنی؟منم در خر ذوق ترین حالت ممکن گفتم 2 رو خیلی مسلطم ولی یک رو فکر نکنم بتونم.بعدشم گفت من ایشون رو قبول دارم و داشنجوی خوبی هستن.دختره شماره منو گرفت ولی هنوز ک خبری نیست.ولی واقعا اون لحظه ب روحم نشست و حس کردم اون همه سوزش چشمی ک ترم پیش سر این درس کشیدم بحق بود.خدا کنه امتحان یکشنبه رو خوب بدم و برم نمره رو بهش نشون بدم و ازش تشکر کنم.ولی ی حسی از درون و بیرون بهم میگه امتحان یکشنبه خیلی سخته و شاید با زور تمام بالا 12 بشیم.همه میگن شما فقط میتونی با این استاد پاس کنی ولی اصلا دنبال نمره بالا نباش.دلم میخواد این روزا از تمام این دردای مغزیم بنویسم،از درس نفهمیدنام بنویسم،از تو خودم ریختنام بنویسم... شاید ی روزی نوشتم....

+ یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۱| 20:15|| |