آبان.آبان مسخره.دلم میخواد ویس بگیرم و توش کلی داد و بیداد کنم و به زمین و زمان فحش بدم و خودمو خالی کنم.اینقدر حرف توی سرمه که نمیتونم تایپش کنم.از دیشب داشتم ب این فکر میکردم ک چجوری این یک هفته و نیم رو تعریف کنم.خب وایستا اولین و مهم ترین چیزی ک ذهن و روحمو اذیت میکنه بگم.من ی درسی دارم این ترم ک مربوط ب دستگاهای طیفی میشه.حالا این دستگاها کلی اجزا دارن و هر جز هم ی کاری میکنه.من قبلا از استاد تجزیه ترم پیشم اینجا نوشتم ک چقدر دقیق و مرتب و اماریه.اما دانشکده ما 3 تا استاد برای تجزیه داره و از قضا کسی که مدیر گروهه این درسو هرسال ارائه میده.خانم خیلی خوبیه و منم ازش خوشم میاد.حالا عذاب وجدانم از اینجا شروع میشه که من میرم از استاد ترم قبلم سوال میپرسم و از این استادم تقریبا هیچ سوالی نمیکنم.و هرباریم ک میرم اتاق استاده برا سوال پرسیدن چهارستون بدنم میلرزه ک نکنه استاد اصلی بیاد و بگه چرا از این میپرسه،چرا سرکلاس سوالاتو نمیپرسی یا اصلا ببینه و با من لج کنه 🤦🏻‍♀️.نمیدونم چقدر عمق این مسئله قابل درکه ولی من حتی ب این فکر کردم ک برم بهش بگم ک من از این استاده سوال میپرسم و ناراحت نشی ی وقت :)))))) بنظر همه این کار و این فکر خیلی احمقانه اس و من نباید بخاطر سوال پرسیدن از ی استاد دیگه عذاب وجدان داشته باشم اما حس میکنم با اینکارم دارم صلاحیت درس دادن استادمو زیر سوال میبرم.ولی من توضیحات این یکی رو بهتر میفهمم.شرایط سختیه برام.کاش راه درستو بفهمم.

+ پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۱| 11:37|| |