دیروز روز بدی بود.اتفاق خاصی نیوفتاد ولی توی ازمایشگاه حس کردم آبروم رفت -_- استاد ی نمونه برای اندازه گیری پتانسیل داد و گفت این نمونه جامد رو با انتقال کمی بریز توی بشر 250.منم گفتم اوکی.حالا همینجا اموزش انتقال کمی به بشر و بالن رو هم بدم =)))) منظور از انتقال کمی اینه ک ب شما ی نمونه توی بشر کوچولو میدن و شما با چندین بار شستن اون بشر سعی میکنین نمونه جامد رو که مثلا نمکه به یک ظرف بزرگ تری منتقل کنین.حالا اگه اون ظرف بزرگ تر بالن باشه شما بعد انتقال باید تا خط نشانه بالن آب بریزی تا محلول درست کنی اما اگه ظرف بزرگ تره بشر باشه دیگه نمیخواد تا خرخره بشرو پر آب کنی.حالا دیروز اتفاقی ک افتاد این بود که من بجای اینکه فقط بیام یکم آب تو بشر 250 بریزم کل بشر رو پر آب کردم :/ بعد آزمایشش ام اینطوری بود ک شما باید الکترود میزاشتی توی بشرت و محلول ام باید با مگنت هم میخورد.وقتی استادم اومد دید دادش دراومد که من بهتون چی گفتم ک اینطوری بشر رو پر کردین؟مگه آزمایش دفعه پیش حواستون نبود ک فقط بشر رو یکم پر میکنیم تا الکترودا برن زیر آب.ینی خون داشت خونمو میخورد از این کار مسخره و اشتباهی ک کردم.آخرش گفت برین ی بشر بزرگتر بیارین و اینو توش خالی کنین.حالا ک داشتیم آزمایشو انجام میدادیم اینقدر توی ذهنم داشتم خودمو ملامت میکردم ک توی نوشتن حجم ها هم خطا کردم و یکبار دیگه برای اون دعوا شدم -___- حالا همگروهی ایم مدام بهم دلداری میده ک بابا چیزی نیست ملت توی شرکتای بزرگ اشتباه میکنن تو ک ی ازمایش مسخره میخوای انجام بدی چرا اینقدر خودتو اذیت میکنی.ولی تمام دیروز و حتی امروز دارم ب این اشتباهای مسخره ام فکر میکنم

+ چهارشنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۱| 8:27|| |